المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

429

مروج الذهب ( فارسى )

41 و از اين بيشتر ، هر سخنى را با آن پيوند دهند و در هر مقام زينت از آن جويند و تجمل از آن خواهند و در هر انجمن محتاج آن باشند پس فضيلت علم اخبار بر علوم ديگر روشن است و شرف مرتبت آن بنزد همه كس معلوم است و تنها كسى بمرحله فهم و يقين مطالب و احاطه بر وارد و صادر آن تواند رسيد كه دل بدان دهد و حقايق آن در يابد و از بر آن بچشد و از دقايق آن پرده بر گيرد و بخوشيهاى آن دست يابد . حكيمان گفته‌اند چه همدم و يار خوبيست كتاب . اگر خواهى لطايف آن سرگرمت كند و نكته‌هاى آن بخنداندت و اگر خواهى مواعظ آن غنيمت كند و اگر خواهى از دقايق آن شگفتى كنى . اول و آخر و غايب و حاضر و ناقص و كامل و صحرانشين و شهرى و هر چيزى را با خلاف آن و هر نكوئى را يا ضد آن پيش تو فراهم آرد مرده‌ايست كه از مردگان سخن آرد و سرگذشت زندگان گويد مونسى است كه از نشاط تو نشاط گيرد و با خفتن تو بخوابد و جز آنچه خواهى نگويد همسايه‌اى نكوكارتر و معاشرى منصف‌تر و رفيقى مطيع‌تر و معلمى پرمايه‌تر و يارى لايقتر و امين‌تر و سودمندتر و نكو خصال‌تر و سرگرم كننده‌تر و حفظ الغيب كن‌تر و ملايم‌خوىتر و زود تلافىكن‌تر و كم خرج تر از آن نشناخته‌ايم اگر به دو نظر كنى ترا بهره دهد و طبعت را نيرو دهد و فهمت را قوى كند و علمت را بيفزايد در يك ماه چندان از او بياموزى كه از دهان مردان بيك روزگار نتوانى آموخت ترا از زحمت طلب و اطاعت كسى كه ريشه از او بيشتر و نسب از او والاتر دارى آسوده كند معلمى است كه جفا نكند اگر خوان از او دريغ كنى فايده از تو دريغ ندارد . شب نيز چون روز و در سفر نيز چون حضر مطيع تو باشد خداى تبارك و تعالى فرمايد « بخوان بنام پروردگار كه بيافريد انسان را از خون بسته بيافريد بخوان و پروردگارت ارجمندتر است آن كه بوسيله قلم آموخت به انسان آنچه نميدانست آموخت » و به وصف خويش گفته كه بوسيله قلم تعليم داده است و آن را همسنگ كرامت خود كرده است يكى از اهل ادب در اين باب گويد :